اثبات درستي صنعت به سه طريق، به وسيلهٴ مراجع مستند، به وسيلهٴ استدلال و با تجربه؛ 16) بحث در اعتراضات؛ 17) فلزات؛ 18) و 19) گوگرد؛ 20) اثر و قابليت، كمال و نقص،؛ 21) مفرغ و آهن (هيچ ذكري از تبديل آنها به طلا يا نقره نيست)؛ 22) طبيعت فلزات ناقص را به طلا تبديل نميكند؛ 23و 24) اصول، توليد وتبديل فلزات؛ صنعت ميتواند و بايد از طبيعت تقليد كند؛ 25) توليد طلا از گوگرد، جيوه و اكسير، مانند توليد جنين از نطفه و خون حيض و توليد پرنده از تخم؛ 26) درستي اين صنعت دوباره اظهار شده است.
محتواي اصلي كتاب را ذكر كرديم، ولي بررسي و تحليل آن دشوار است، زيرا در هر فصل نقلقولهاي فراواني آمده كه ترتيب آنها اصلاً مشخص نيست. موٴلف كوشيده به شيوهٴ متكلمين بحث كند؛ مطلب را شرح ميدهد، استدلال ميكند، اعتراضات را يكايك رد ميكند، احتمال، امكان و حقيقت صنعت كيمياگري را بررسي ميكند، تمام جنبههاي حجرالفلاسفه را مورد رسيدگي قرار ميدهد، از جمله امكانات اصلي آن را و عدم امكانش را رد ميكند و الي آخر. ولي موٴلف بر اثر كثرت مآخذ دچار گيجي ميشود و نتيجهٴ آن تأليفي است بي فايده، پر از تكرار مكررات كه تناقض در آن اندك نيست.
مراجع استناد او آثار همهٴ نويسندگان قديم و سدههاي ميانهٴ موجود در زبان لاتيني است، نهتنها كيمياگران معمولي از قبيل هرمس، فيثاغورس، دموكريتوس، افلاطون، ارسطو، بلكه در عين حال هومر، ويرژيل و اوويد. در ميان كيمياگران اسلامي از رازي بارها نام ميبرد، ولي تنها از آثار مجعول ذكر ميكند؛ همين مطلب در مورد جابر هم صادق است، كه بدون هيچ شناختي از او نام ميبرد.
نميدانيم پييترو بونو مرواريد گرانبهايش را چگونه تأليف كرده، ولي اگر مطالب را از همهٴ كتابهاي كيمياگري، فلسفي و عرفاني لاتيني كه در دسترس داشته رونويسي ميكرد، آنها را بهصورت قطعاتي ميبريد، قطعات بيشمار را بهصورت قابل قبولي طبقهبندي ميكرد، مطالب را بهشيوهٴ تازهاي تحرير ميكرد، براي افزودن بر يكدستي يا كاستن از نايكدستي مطالب در اينجا و آنجا مطالبي را بر آن ميافزود، بيشك نتيجه با تأليف او چندان تفاوتي نميداشت.
بونو اول كسي است (؟) كه از يك لعاب كاشي سخن گفته و آن تركيبي است از سرب مُكَلًس و قلع.1
داستيـن
جان داستين.2 كيمياگر انگليسي (؟) كه در زمان زمامداري پاپ يوحناي بيست و دوم (1316 ـ 1334) ميزيست.